سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
نقل از دیگران - شهر اومانیستی
 

دوشنبه 28 دی 88 , ساعت 11:53 صبح

سلام بر دوستان. این پست را به صورت کامل از وبلاگ آقای دکتر علیرضا قزوه یا به زبان خودم حضرت قزوه نقل کرده‏ام که چندی است از هندوستان با ماست و در آنجا بنیاد بیدل را راه‏بری می‏کند. درود خدا بر او باد که در طوفانهای سهمگین هم راه را به خوبی تشخیص می‏دهد.


پست آقای قزوه و آخرین شعرش:


گل آقای عزیز! کجایی که ما هر چی می‏فرماییم می‏گویند سیاسی‏ست. می‏خواستم این شعر را تقدیم شما کنم ترسیدم سیاسی شود. لاجرم این شعر را به عزیز دلم ملّانصرالدین تقدیم می‏کنم.


 ملا سوار خر شد گفتند این سیاسیست
 بایرامقلی پدر شد گفتند این سیاسی‏ست


 در داستان گلعنبر نُه بار بچّه زایید
نُه تا همه پسر شد گفتند این سیاسی‏ست


 دل می‏خورند و قلوه خوبان شهر با هم
تا شام ما جگر شد گفتند این سیاسی‏ست


 هنگام آب‏خوردن دستم به مانعی خورد
لیوان ما دمر شد گفتند این سیاسی‏ست


 یارو قمر قمر گفت گفتند بی خیالش
تا ماه ما قمر شد گفتند این سیاسی‏ست



دانشجویی ز کرمان از بخت بد هنر خواند
یک روز باهنر شد گفتند این سیاسی‏ست



یک چشم عمه چپ بود گفتند اجتماعی‏ست
بابابزرگ کر شد گفتند این سیاسی‏ست



اشتر جملچه زایید گفتند این عجیب است
گاو حسن بقر شد گفتند این سیاسی‏ست



گفتند اعتراضات کار برنج هندی‏ست
کوبا پر از شکر شد گفتند این سیاسی‏ست



روزی کنار دریا موجی عظیم آمد
شلوار شیخ تر شد گفتند این سیاسی‏ست



در فوتبال روزی دروازه‏بان زمین خورد
دردش که بیشتر شد گفتند این سیاسی‏ست



عطّار نسخه‏ای بست گفتند شبهه‏ناک است
خیّام کوزه‏گر شد گفتند این سیاسی‏ست



شاعر به فکر افتاد مردن چه چیز خوبی‏ست
آماده سفر شد گفتند این سیاسی‏ست


منبع: عشق علیه‏السلام


شنبه 26 دی 88 , ساعت 2:24 صبح

سلام. شعری نقل کرده‎‌ام از «امید مهدی‎نژاد» که در کتاب «رجزمویه» منتشر شده. این کتاب بخشی از شعرهای اوست که انتشارات سپیده‎باوران(کتاب آفتاب) آن را چاپ کرده. این اطلاعات بابت این بود که کتاب را بخرید. کتاب را باید تبلیغ کرد. و کتاب را باید خرید.


 


بازگشتن نیست در قاموس پیش‎آهنگ‎ها


هرچه بادابا، پیش آیید ای خرسنگ‎ها


 


پشت سر می‌مانمت ای اتّفاقِ پیشِ رو!


کمتر از ذرعی‌ست زیر گام من فرسنگ‌ها


 


در عبور از آزمون‎ها دست‌چین کردندمان


دور باد از ما حضور فربهان و لنگ‌ها


 


دور شو، اسفندیارِ حیله‎گردان! کور شو


این منم، من‌- رستمی پرورده سیرنگ‎‌ها


 


هان؟ چه خواهی کرد؟ ای پیشانیِ تقوافروش!


پینه‎هایت را سپر کن، آنک‌آنک سنگ‌ها


 


می‎رسد مردی که افسار زمان در دست اوست


کز صدای پای او رم می‎کنند آونگ‎ها


 


اسب‎ها را زین کنید، ای شب‎نوردان! می‌رویم


بازگشتن نیست در قاموس پیش‌آهنگ‌ها





لیست کل یادداشت های این وبلاگ